مسئله ارومیه تقابل ناسیونالیسم کرد و ترک است یا راهبرد ژئوپلیتیکی و امنیتی معادلات منطقه؟

نویسنده: محمدصالح قادری
ایجاد شده در تاریخ
0 0
18:12 2025 , December 20

در افکار عمومی چنین تصور می‌شود که مسئله ارومیه و مناطق شمالی آن تا رود ارس، به موضوع ناسیونالیسم کرد و ترک و حاکمیت هر یک از ملت‌های کرد و آذری در آن منطقه، یا مسئله مرزی بین کردستان و آذربایجان در «ماد کوچک» مربوط است. این تحلیل نیز به مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و اداری متکی است که در مراحل مختلف تاریخ پر فراز و نشیب این منطقه، کردها و آذری‌ها را با سرنوشتی مشترک و در عین حال تقابلی مداوم در آن منطقه درآمیخته است، اما هیچ‌کدام نتوانسته‌اند دیگری را از بین ببرند یا واقعیت وجود یکدیگر را در این اشتراکات انکار کنند.

کردهای روادی، شدادی و هذبانی که صدها سال شهرهای تبریز، ارومیه و گنجه، جغرافیای «ماد کوچک» مرکز قدرتشان بود، در اواسط قرن یازدهم پس از آمدن ترکان اغوز و سلجوقی از آسیای میانه به این مناطق، به قدرت آن‌ها پایان داده شد و روند جدیدی از حاکمیت ترکان سلجوقی در آن منطقه آغاز شد و به تدریج پایه و اساس هویت ساختگی و بیگانه‌ی «ترک» را برای آذری‌های بازمانده از «آتروپات» - فرمانده و حاکم مشهور کردهای ماد کوچک در دوران هخامنشیان - تراشیدند و زبان مردم ساکن این مناطق در یک فرآیند دویست ساله به ترکی تغییر یافت و از آن زمان تاکنون در این منطقه، «دیگریِ» کردها، آذریِ ترک‌زبان بوده است و هرگونه اختلافی بین کردها و حکومت مرکزی در ممالک محروسه و بعدها در جغرافیای سیاسی ایران وجود داشته، اولین برخورد با آذری‌ها بوده است که به دلیل دشمنی‌شان با کردها، به سپر بلای حکومت مرکزی در ایران تبدیل شده‌اند.

در زمان جنگ بین صفویان و عثمانی‌ها، آذری‌ها با هویت مذهبی شیعه علیه ترکان عثمانی سنی‌مذهب جنگیدند و خود را به هویت ترکی وابسته نکردند، بلکه خود را به عنوان آذریِ شیعه صفوی معرفی کردند.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تشکیل دولت آذربایجان تأثیر قابل توجهی بر رشد احساسات ملی آذری‌های ایران داشت. در دو دهه گذشته، یک مشکل استراتژیک و خطرناک‌تر دیگر گریبان‌گیر کردهای این منطقه شده است و آن این است که هر دو کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان (باکو) به موقعیت ژئوپلیتیکی این منطقه مرزی باریک چشم دوخته‌اند و برای اینکه آن را تحت کنترل خود درآورند و کمربند کریدور زنگزور را برای اتصال ترکیه و آذربایجان به آسیای میانه و قفقاز تقویت کنند، از طریق آذری‌های پان‌ترک تلاش می‌کنند وجود کردها در این مرزها را به عنوان مسئله امنیتی و مانع اصلی در برابر هدف ژئوپلیتیکی خود تعریف کنند و برای پاکسازی کردها در این منطقه تلاش کنند. پان‌ترک‌های ترکیه در دو دهه گذشته در میان آذری‌های ایران به صورت سیستماتیک از طریق مجموعه‌ای از سازمان‌های سیاسی، فعالان مدنی و نهادهای رسانه‌ای، تفکر پان‌ترکیسم را ترویج می‌کنند و برای به ثمر رساندن پروژه پان‌تورانیسم و اتصال ترکان خاورمیانه به آسیای میانه و قفقاز، وجود کردها در ارومیه، سلماس، قطور، قالاخوی، ماکو و پلدشت را مانعی بر سر راه اجرای استراتژی خود می‌بینند و می‌خواهند با تحریک آذری‌ها علیه کردها، جنگی را در آن مناطق به راه اندازند و این موضوع را بهانه‌ای برای تهدید امنیتی علیه مرزهای خود قرار دهند و در نهایت برای حمایت از آذری‌ها مداخله کرده و کردها را از آن مناطق پاکسازی و آواره کنند و سرنوشت ارومیه را مانند عفرین رقم بزنند.

در چنین وضعیت خطرناکی که توطئه سیستماتیک و تهدید مداوم پان‌ترک‌ها خطری جدی برای زندگی و امنیت مردم و هویت کردستانی بودن ارومیه و اطراف آن ایجاد کرده است، لازم است تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی، سازمان‌های مدنی، دانشگاهیان و روشنفکران متعهد و کردهای دیاسپورا با سیاستی روشن و گفتمانی یکپارچه، ضمن دفاع بی‌قید و شرط از هویت کردستانی ارومیه و مناطق شمالی آن تا پلدشت و رود ارس، اجازه ندهند سرنوشت مردم و خاک این منطقه در معرض خطر پاکسازی و اشغال قرار گیرد. همچنین لازم است نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و مراکز سیاسی تصمیم‌گیرنده از پیامدهای چنین توطئه خطرناکی آگاه شوند و رژیم جمهوری اسلامی به عنوان مسئول اول چنین توطئه‌چینی و پیامدهای ناخواسته آن به افکار عمومی معرفی گردد.

از سوی دیگر، ده‌ها سال است که آذری‌ها با حمایت حکومت مرکزی و طرف‌های خارجی برای تحمیل و تثبیت حاکمیت و برتری مطلق خود در زمینه‌های سیاسی، اداری، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در شهرهای کردنشین و آذری‌نشین شرق کردستان، به ویژه در استان «ارومیه»، تلاش می‌کنند و برای این منظور به صورت سیستماتیک علیه کردها فعالیت کرده و سیاست انکار و حذف کردها را در پیش گرفته‌اند. کردها نیز در مقابل چنین سیاست انحصارطلبانه و انکارآمیزی، به عنوان یک ضرورت تاریخی و وظیفه‌ای ملی و میهنی، از هویت و خاک خود دفاع می‌کنند و می‌خواهند این وضعیت نامطلوب و خطرناک از بین برود و زندگی و امنیتشان محفوظ باشد و فرصتی داشته باشند تا به دور از هرگونه تبعیض و انحصارطلبی، بتوانند همراه با آذری‌ها و سایر اقوام، در ابعاد اداری، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی، با سازوکاری عادلانه و متوازن مشارکت داشته باشند و همزیستی مسالمت‌آمیزی در آن منطقه داشته باشند.

اما ذهنیت ترک‌های انحصارطلب ساکن ایران به دور از اصول توازن، همزیستی مسالمت‌آمیز و مفهوم عدالت، با تحریک رژیم ایران از یک سو، و از سوی دیگر با حمایت طرف‌های نژادپرست ترکیه و باکو، با کردهای شرق کردستان دشمنی می‌کنند و به خاک شمال شرق کردستان چشم طمع دوخته‌اند. برای نمونه، علی‌رغم اکثریت بودن کردها در استان ارومیه، اما در زمینه اداری و مدیریت شهرهای مختلط از کرد و آذری، در بخش‌های اداری، اقتصادی، فرهنگی، سرمایه‌گذاری و خدمات، نه تنها فرصت برابری برای مشارکت کردها فراهم نمی‌کنند، بلکه آن‌ها را مهمان و مهاجر می‌نامند و با برگزاری مسالمت‌آمیز مراسم نوروز، فعالیت‌های هنری گروه‌های رقص کردی، تیم‌های ورزشی فوتبال و هر نوع مبارزه مدنی کردها در آن شهرها مخالفت می‌کنند و برای تأسیس سازمان‌های محیط‌زیستی، فرهنگی، ورزشی و حتی ساخت مسجد برای کردها، موانع بزرگی ایجاد کرده و به آن‌ها مجوز نمی‌دهند، از نام‌گذاری خیابان‌ها و اماکن عمومی و خصوصی به نام‌ها و نمادهای کردی جلوگیری می‌کنند و با این سیاست تبعیض‌آمیز گسترده، همواره کردها را در حاشیه نگه می‌دارند.

لازم است کردستانی‌های ساکن این مناطق، شخصیت‌های مورد اعتماد و متعهد و فعالان شبکه‌های اجتماعی، برای سرنوشت مشترکشان در برابر تهدیدها و خطرات پیش‌بینی‌شده، با روش‌های مسالمت‌آمیز و متمدنانە از فعالان مدنی و گروه‌های هنری، ورزشی، محیط‌زیستی، فرهنگی و حقوق مدنی و ملی خود حمایت کنند و با تقویت جایگاه این مبارزات و ایجاد همبستگی و اتحاد میان اقشار مختلف جامعه، اصالت متمدنانه و سطح بالای کردستانی‌ها را برای صیانت از هویت و حقوقشان به جهانیان نشان دهند.

نظر جدید