انقلاب ۱۴۰۴، قیامی است که فرماندهی آن را "وضعیت معیشتی" بر عهده دارد؛ فرماندهای که نه دستگیر میشود، نه تبعید میشود و نه با گلوله متوقف میگردد. این صدای خرد شدن استخوانهای طبقه متوسط و فقیر است که دیگر با هیچ ترفند رسانهای خاموش نخواهد شد.
مقدمه: سکوت بازار، فریاد خیابان
تاریخ تحولات سیاسی ایران همواره یک قانون نانوشته داشته است: "وقتی بازار تعطیل میشود، حکومت باید احساس خطر کند." امروز، کرکرههای پایین کشیده شدهی مغازهها و فریاد کسبه ، فریاد اعتراضی است که در خیابانهای ایران به گوش میرسد. اعتراضات ۱۴۰۴، که میتوان آن را "شورش معیشت" نامید، تفاوتهای بنیادینی با خیزش ۱۴۰۱ دارد؛ تفاوتی که نه در جغرافیای اعتراض، بلکه در ماهیت و "رهبری" آن نهفته است.
کالبدشکافی ۱۴۰۱: جنگ روایتها و استراتژی تحریف
جنبش "زن، زندگی، آزادی" که در سال ۱۴۰۱ از کردستان آغاز شد و به سرتاسر ایران گسترش یافت، جنبشی با ماهیت مدرن، فرهنگی و متمرکز بر کرامت انسانی بود. اما پاشنه آشیل جنبشهای مبتنی بر مفاهیم انتزاعی (مانند آزادی)، قابلیت تفسیرپذیری و تحریف آنهاست.
ماشین تبلیغاتی رژیم با درک این موضوع، استراتژی "بیاعتبارسازی اخلاقی" را در پیش گرفت. آنها با استفاده از تریبونهای انحصاری و نظریهپردازان حکومتی، کوشیدند تا دال مرکزی این گفتمان را تغییر دهند. به تعبیر "آنتونیو گرامشی"، آنها وارد یک جنگ هژمونیک شدند تا قرائت خود را تحمیل کنند. هدف مشخص بود، تقلیل شعار متعالی "زن، زندگی، آزادی" به گزارهی مبتذل "زن، فحشا، هرزگی".
با بمباران رسانهای و ایجاد هراس اخلاقی ، سیستم سعی کرد به قشر سنتی و محافظهکار جامعه القا کند که خروجی این جنبش، چیزی جز فروپاشی اخلاقی خانواده نخواهد بود. متأسفانه، این تاکتیک تا حدی کارگر افتاد و توانست با ایجاد تردید، بخشی از بدنهی اجتماعی را از همراهی بازدارد.
۱۴۰۴: ظهور رهبری در جیبهای خالی
اما آنچه امروز در سال ۱۴۰۴ در جریان است، پارادایم کاملاً متفاوتی دارد. ما با پدیدهای روبرو هستیم که در ادبیات سیاسی به آن "انقلاب گرسنگان" میگویند.
تفاوت اصلی در اینجاست که رهبر این جنبش دیگر یک شخص، یک حزب یا حتی یک ایده در خارج از مرزها نیست.
رهبر این انقلاب در "جیبهای خالی" سکنی گزیده است. این رهبر، همان تورم افسارگسیختهای است که سرِ سفرهی هر ایرانی نشسته و فرمان صادر میکند. در علم اقتصاد، وقتی تورم از حد تحمل میگذرد، "قرارداد اجتماعی"میان دولت و ملت به طور خودکار فسخ میشود.
لنین جملهی معروفی دارد که میگوید: "هر جامعهای تنها سه وعده غذایی با انقلاب فاصله دارد." امروز آن فاصله در ایران برداشته شده است.
چرا اقتصاد تحریفناپذیر است؟
نقطه قوت استراتژیک خیزش ۱۴۰۴ در "رئالیسم عریان" آن است. رژیم توانست مفهوم "آزادی" را تحریف کند، اما چگونه میتواند مفهوم "گرسنگی" را تحریف نماید؟
شعارهای این انقلاب با گوشت، پوست و استخوان مردم درآمیخته است. وقتی پدری شرمندهی خانواده است و کاسبی ورشکست شده، هیچ مفسر تلویزیونی نمیتواند به او بگوید که این وضعیت، "امتحان الهی" یا "توطئه دشمن" است. واقعیتِ فقر، قدرتمندترین پادزهر در برابر دروغِ رسانهای است.
نتیجهگیری: عبور از نقطه بازگشت
اعتصاب سراسری بازاریان و حضور مردم در کف خیابان نشان میدهد که جامعه از مرحلهی "اعتراض به سبک زندگی" عبور کرده و به مرحلهی "تلاش برای بقا" رسیده است. خطرناکترین لحظه برای هر سیستم استبدادی، زمانی است که شهروندانش چیزی برای از دست دادن نداشته باشند.
انقلاب ۱۴۰۴، قیامی است که فرماندهی آن را "وضعیت معیشتی" بر عهده دارد؛ فرماندهای که نه دستگیر میشود، نه تبعید میشود و نه با گلوله متوقف میگردد. این صدای خرد شدن استخوانهای طبقه متوسط و فقیر است که دیگر با هیچ ترفند رسانهای خاموش نخواهد شد.