ایران آینده نه با بازگشت به گذشته و نه با تکرار الگوهای شکست‌خورده ساخته خواهد شد

نویسنده: کاوه عبدالی
ایجاد شده در تاریخ
0 0
17:01 2026 , January 09

 ایران در آستانه تحولی ایستاده است که نمی‌توان آن را صرفاً به یک موج اعتراضی یا نارضایتی زودگذر تقلیل داد. آنچه امروز در خیابان‌ها دیده می‌شود نشانه فروپاشی یک نظم فرسوده و ناعادلانه است، نظمی که نه توان پاسخگویی به مطالبات جامعه را دارد و نه می‌تواند آینده‌ای قابل زیست برای نسل‌های بعدی را ترسیم کند.

اعتراضات کنونی بیش از هر چیز بیانگر یک خواست مشترک است آنهم پایان دادن به حاکمیتی مذهبی و رادیکال که بر حذف مخالفین، تمرکز قدرت و انکار حق تعیین سرنوشت بنا شده است. تداوم وضعیت موجود به معنای تداوم بی‌عدالتی است.

در چنین شرایطی، تلاش برای تحمیل نسخه‌های از پیش آماده‌شده از آینده ایران، بیش از آنکه کمکی به رهایی جامعه کرده باشد، تکرار همان منطق اقتدارگرایانه‌ای است که مردم علیه آن به پا خاسته‌اند. آینده را نمی‌توان مصادره کرد، همان‌گونه که نمی‌توان صدای جامعه را به نام نمادها، چهره‌ها یا روایت‌های تاریخی خاص خاموش ساخت. جامعه امروز ایران به سطحی از آگاهی رسیده که دیگر حاضر نیست سرنوشت خود را به اراده نیروهایی بسپارد که پاسخ‌گویی، شفافیت و برابری را در عمل تضمین نمی‌کنند.

یکی از ویژگی‌های برجسته این خیزش، تکثر آن است. ایران مجموعه‌ای از ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و تجربه‌های متفاوت است و هر طرح سیاسی که این واقعیت را نادیده بگیرد، محکوم به شکست خواهد بود. حق تعیین سرنوشت برای همه ملیت‌ها نه یک امتیاز ویژه بلکه پایه‌ای ضروری برای شکل‌گیری یک همزیستی داوطلبانه و عادلانه است. وحدت واقعی را نه از راه اجبار، بلکه از مسیر برابری و احترام متقابل میتوان ساخت.

امروز دیگر زمان آزمون و خطاهای پرهزینه نیست. آنچه مورد نیاز است، شکل‌گیری یک افق مشترک بر پایه اصولی روشن است. نفی هرگونه استبداد، پذیرش تکثر ملی و اجتماعی، جدایی نهاد دین از قدرت سیاسی، عدالت اجتماعی و توزیع متوازن قدرت. چنین افقی الزاماً به معنای یکدست‌سازی یا حذف تفاوت‌ها نیست، بلکه چارچوبی است برای همزیستی اصولی و بنیادین. 

ایران آینده نه با بازگشت به گذشته و نه با تکرار الگوهای شکست‌خورده ساخته خواهد شد. این آینده تنها زمانی شکل می‌گیرد که مردم، نه به‌عنوان تماشاگر بلکه به‌عنوان صاحبان اصلی قدرت سیاسی به رسمیت شناخته شوند. گذار واقعی، گذاری است که از دل جامعه می‌جوشد، بر اراده جمعی تکیه دارد و هیچ‌کس را از حق مشارکت و تصمیم‌گیری محروم نمی‌کند.

این لحظه تاریخی بیش از هر چیز نیازمند شجاعت در اندیشیدن به نظمی نو است، نظمی که در آن آزادی، برابری و کرامت انسانی نه شعار، بلکه مبنای عمل سیاسی باشد.

کاوه عبدالی – ١٩ دی ١٤٠٤

 

نظر جدید