ایران در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد. نظامی که دههها حاکمیت خود را بر پایهٔ سرکوب، ارعاب و خشونت سازمان یافته علیه شهروندانش بنا کرده است، امروز با بحران عمیق مشروعیت و مقاومت فزاینده مردمی روبهروست. در چنین شرایطی یک الگوی تکرارشونده در تمامی نظامهای اقتدارگرا آشکار میشود و آنهم تلاش برای نجات سران قدرت با فرار از کشور و گریز از مسئولیت حقوقی و اخلاقی.
پرسش اساسی امروز این نیست که آیا این نظام قادر به ادامهٔ حیات خواهد بود یا نه، بلکه این است که آیا عاملان اصلی سرکوب، خشونت و جنایت علیه مردم ایران، در برابر اعمال خود پاسخگو خواهند شد یا بار دیگر تاریخ شاهد فرار جنایتکاران از عدالت خواهد بود؟
مبارزه مردم ایران پیش از هر چیز مبارزهای همەگیر، ملی و برخاسته از اراده خود جامعه است. خواست آزادی، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت، ریشه در متن جامعه دارد و نیازی به مداخلهٔ نظامی قدرتهای خارجی ندارد. تجربههای تاریخی بهروشنی نشان دادهاند که مداخله نظامی نه تنها تضمینی برای دموکراسی نیست، بلکه اغلب به بیثباتی و رنج بیشتر مردم میانجامد. نیروی واقعی تغییر در ایران، مردم ایران هستند.
با این حال هم عدم نیاز به مداخلهٔ نظامی به معنای بیعملی جامعه جهانی نیست. جهان ابزارهای سیاسی و حقوقی موثری در اختیار دارد که میتواند از عدالت و پاسخگو کردن عوامل جنایت حمایت کند. یکی از مهمترین و هدفمندترین این ابزارها، اعمال پرواز ممنوع برای سران و اعضای اصلی قدرت در جمهوری اسلامی است.
پرواز ممنوع اقدامی علیه مردم نیست. این یک ابزار سیاسی دقیق است که هدف آن جلوگیری از خروج کسانی است که دستور سرکوب، بازداشت، شکنجه و کشتار را صادر کردهاند. تاریخ بارها نشان داده است که رهبران مستبد در لحظات فروپاشی با ترک کشور و زندگی در تبعید، خود را از پاسخگویی گریزان کردهاند و قربانیان را بدون عدالت رها کردهاند.
اجازه دادن به چنین فراری، نهتنها خیانت به مردم ایران، بلکه ضربهای جدی به اصول بنیادین عدالت بینالمللی است. وقتی عاملان نقض گسترده حقوق بشر بدون هیچ پیامدی کشور را ترک میکنند، مفهوم مسئولیتپذیری بیمعنا میشود و پیامی خطرناک به سایر رژیمهای سرکوبگر مخابره میگردد که در بدترین شرایط بدون پاسخگویی فرار از کشور را انتخاب میکنند.
بهمین جهت ضروری است که تمامی فرودگاههای عمومی و نظامی ایران در بحبوحه انقلابی درپیش رو، با نظارت و اقدام نهادها و نیروهای بینالمللی مشمول پرواز ممنوع شوند و خروج برای سران رژیم و نزدیکان آنان ناممکن گردد. چنین اقدامی به روشنی نشان میدهد که راه گریزی از مسئولیت وجود ندارد و امکان پیگیری قضایی و حقوقی در آینده، چه در داخل کشور و چه در سطح بینالمللی، حفظ خواهد شد.
ایالات متحده و اسرائیل، بهعنوان بازیگرانی با نفوذ سیاسی و امنیتی قابل توجه در منطقه، در این زمینه مسئولیتی ویژه دارند. این مسئولیت نه در قالب اقدام نظامی، بلکه از طریق فشار سیاسی، هماهنگی دیپلماتیک و تضمین اجرای مؤثر پرواز ممنوع معنا پیدا میکند..
اعمال پرواز ممنوع همچنین تأثیر روانی مهمی خواهد داشت. این اقدام پیامی روشن به درون ساختار قدرت میفرستد که دوران مصونیت و بیکیفرمانی به پایان رسیده است. همزمان برای مردم ایران نیز نشانهای از همبستگی جهانی و امید به این واقعیت است که رنجها و مطالبات آنان نادیده گرفته نخواهد شد.
در نهایت تاکید میکنم که درخواست پرواز ممنوع نه غیراصولی است و نه غیرواقعبینانه. این یک مطالبه سیاسی، منطقی و اخلاقی در شرایطی کاملا استثنایی است. اگر جامعه جهانی واقعا قصد دارد در کنار عدالت بایستد باید پیش از آنکه دیر شود اقدامی انجام بدهد. جلوگیری از فرار سران کشور، نخستین و ضروریترین گام در مسیر پاسخگویی، عدالت و آیندهای است که در آن مردم ایران خود سرنوشت کشورشان را رقم بزنند.