۲۲ بهمن؛ پارادوکس دو انقلاب و زنگ خطر بازتولید آپارتاید مرکزگرا

نویسنده: مجید حقی
ایجاد شده در تاریخ
0 0
14:02 2026 , February 11

رخداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در تقویم سیاسی شرق کوردستان، برخلاف روایت رسمی مرکز، نه یک «جشن ملی واحد»، بلکه یادآور یک گسست عمیق تاریخی و آغاز تقابلی استراتژیک میان دو اراده‌ی متفاوت است. در ادبیات سیاسی پیشروِ کوردستان، از این مقطع تحت عنوان «دو انقلاب» یاد می‌شود؛ انقلابی در مرکز که به بازتولید استبداد در قبای مذهب انجامید، و جنبشی در کوردستان که سودای دموکراسی، پلورالیسم و حق تعیین سرنوشت را در سر داشت.

 

 کوردستان؛ سوژه‌ی سیاسی در برابر هژمونی مرکز

در حالی که در بهمن ۵۷، تهران و شهرهای مرکزی در حال گذار از استبداد فردی به توتالیتاریسم مذهبی بودند، کوردستان مسیری متفاوت را ریل‌گذاری کرد. بایکوت رفراندوم تعیین نظام در فروردین ۵۸، نخستین و باشکوه‌ترین کنشِ «بلوغ سیاسی» ملت کورد بود. کوردها با درک درست از ماهیت تمامیت‌خواه نظام جدید، پیش از هر جریان دیگری، «نه» بزرگ خود را به صندوقی انداختند که در آن حقوق ملل و تکثر هویتی قربانیِ وحدت کاذب می‌شد.

 

از «فرمان جهاد» تا آپارتاید ساختاری

پاسخ مرکز به این تمایز سیاسی، نه گفتگو، بلکه صدور «فرمان جهاد» در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ بود. این فرمان، سنگ‌بنای یک نظام «آپارتاید ساختاری» را بنا نهاد که طی ۴۷ سال گذشته در سه لایه تداوم یافته است:

  • لایه امنیتی: نگاه به کوردستان نه به عنوان بخشی از پیکره‌ی سیاسی، بلکه به عنوان یک «منطقه اشغالی» و «پادگان بزرگ».
  • لایه اقتصادی: استعمار منابع زیرزمینی و طبیعی کوردستان در کنار محروم‌سازی سیستماتیک که پدیده‌ی مرگبار «کولبری» تنها یکی از پیامدهای عریان آن است.
  • لایه فرهنگی: انکار هویت ملی و تلاش برای ذوب کردن زبان و تاریخ کورد در روایت رسمیِ مرکز.

 

خطر مصادره جنبش و بازتولید استبداد در چهره‌ای نو

امروز که جمهوری اسلامی با بحران مشروعیت بی‌سابقه‌ای روبه‌روست، ملت کورد با تهدیدی مضاعف مواجه است: «خطر بازتولید استبداد مرکزگرا». جریان‌هایی که می‌کوشند با سوءاستفاده از رنج ملل تحت ستم، بار دیگر منطق «یک ملت، یک زبان، یک دولت» را تحت لوای ناسیونالیسم باستان‌گرا تحمیل کنند، در واقع ادامه‌دهنده همان مسیرِ منتهی به آپارتاید هستند.

باید صراحتاً تأکید کرد که جنبش‌های اعتراضی اخیر، حاصل فداکاری تمامی ملل ایران است. هرگونه تلاش برای تقلیل این تکثر به یک رهبری فردی یا یک ایدئولوژی مرکزگرا، تکرار خطای مهلک سال ۱۳۵۷ و خیانت به خون جان‌باختگان راه آزادی است.

گذار از تمرکزگرایی به پلورالیسم ملی

برای ملت کورد، گذار از جمهوری اسلامی تنها به معنای تغییر نام حکومت نیست؛ بلکه به معنای تغییر ماهیت قدرت است. منافع ملی ما در گرو تحقق سه اصل تخطی‌ناپذیر است:

  1. شناسایی رسمی تکثر ملی: ایران آینده باید به عنوان کشوری متشکل از ملل مختلف به رسمیت شناخته شود، نه یک ملت واحد با اقلیت‌های تابعه.
  2. تمرکززدایی بنیادین: تقسیم عادلانه قدرت و ثروت میان مناطق ملی، تنها تضمین برای عدم بازگشت دیکتاتوری است.
  3. رهبری جمعی و ائتلاف ملل: هیچ جریان سیاسی به تنهایی مشروعیت تصمیم‌گیری برای آینده‌ی ایران را ندارد. مشروعیت تنها از دلِ اراده‌ی جمعی ملل تحت ستم و نمایندگان واقعی آن‌ها برمی‌خیزد.

۲۲ بهمن برای ما روز بازخوانی مقاومت است. نگریستن به این تاریخ از منظر منافع ملل تحت ستم، ما را به این نتیجه می‌رساند که آینده‌ی پایدار تنها زمانی رقم خواهد خورد که مناطق ملی به عنوان یک «واحدهای سیاسی برابر و صاحب‌حق» در میز مذاکرات آینده حضور داشته باشند. ما نه به دنبال تعویض مستبد، بلکه به دنبال ویران کردن ساختار استبداد‌پرور هستیم.

 

 

 

نظر جدید