آیا معیاری برای تشخیص اینکه یک فرد ریزشی است یا صادراتی وجود دارد؟
شاید نحوه تنظیم رابطه آنها با دوستان و دشمنان رژیم بتواند معیار مناسبی برای سنجش چنین امری باشد.
در فضای سیاسی ایرانیان خارج کشور وجود یک پدیده غیر قابل آنکار است و آنهم این است که اکنون بسیاری از کسانیکه دور رضا پهلوی- مخالف نرم رژیم- جمع شده اند کسانی اند که از داخل رژیم به خارج آمده اند.
تقریبا بعد از سال ۹۶ که خامنه ای تصمیم به یکدست کردن حکومت گرفت بطور موازی یک پدیده دیگر هم رو به رشد نهاد.
علاوه بر مطرح شدن شعارهایی به نفع رضا پهلوی و تبلیغ برای او در داخل کشور، عده ای هم که ظاهرا از رژیم ریزش کرده بودند به یکباره، فرشگرد، و بعدا بطور تدریجی سرو کله شان در خارج پیدا شد و بطور تصادفی! در کنار رضا پهلوی قرار گرفتند. #آنها بر خلاف سوابق متفاوتشان در نهادهای مختلف رژیم، در خارج دارای مواضع مشابه و یکسانی هستند که شاید بشود به شرح زیر خلاصه کرد.
۱- پیوستن به رضا پهلوی و فعالیت به نفع او
۲- دشمنی عملی و هیستریک وبا مجاهدین خلق و فعالیت در جهت سرکوب و محدود کردن آنها در خارج کشور
۳- دشمنی بیمارگونه با چپ یا و حتی فعالین مدنی و منفرد ضد رژیم
۴- دشمنی شدید با گروهای سیاسی اتنیکی ایرانی
و ..
اینطور به نظر میرسد که اینها با وجود اینکه دیگر ظاهرا در رژیم نیستند همچنان با دشمنان اصلی و سخت رژیم، اگر نه بیشتر از رژیم، حداقل به اندازه خود رژیم دشمنند.
آنها همچنین با تئوریزه کردن و مشروع ساختن دشمنی با مخالفان سخت رژیم، دیگران، و بویژه پیروان پهلوی، را هم به دشمنی با آنها تحریک و سازماندهی میکنند و با استفاده از امکانات پهلوی جبهه ای جدید را در خارج کشور بر علیه آنها گشوده اند.
و این با منطق سازگاری ندارد، چرا که اگر کسی واقعا از جبهه رژیم بریده باشد و ریزشی باشد، وقتی از رژیم جدا میشود، دیگر دلیلی ندارد که همچنان دوستیها و دشمنیهایش یکسان باشد.
منطقا تغییر جبهه باید همراه با تغییر در دوستیها و دشمنیها هم باشد.
ولی اینها از نظر دوستی و دشمنی و دوری و نزدیکی، همان جبهه بندی سابقشان را حفظ کرده اند.
به نظر میرسد که آنها برای این به خارج صادر شده اند تا با رفتن زیر علم رضا پهلوی- مخالف نرم نظام-، از یک سو، برای پروپاگاندا و دروغهای رژیم در مورد دشمنان سخت نظام، که دیگر کسی به آن گوش نمیکند، گوش شنوا و مخاطب پیدا کرده و از طریق رسانه های فارسی خارج کشور به داخل پمپاژ کنند، و از دیگر سو، با همدست شدن با رضا پهلوی، متحدا مخالفان سخت رژیم در خارج را مورد حمله قرار دهند.
هم پهلوی و هم رژیم از این همدستی سود می برند:
- پهلوی به خیال خودش با همدستی با آنان رقیبان خود را تضعیف میکند و شانس به قدرت رسیدنش را بیشتر،
- رژیم هم به خیال خودش برای شیطان سازی و محدود کردن دشمنان موجودیت خود همدست، شریک و مخاطب جدید پیدا میکند و از این طریق به عمر خود می افزاید!