آیا می‌توان به شاهزاده مدعی تاج‌وتخت ایران اعتماد کرد؟

نویسنده: جان آر. شیندلر
ایجاد شده در تاریخ
0 0
19:02 2026 , February 24

رئیس‌جمهور دونالد ترامپ باید به‌زودی تصمیم بگیرد که آیا یک جنگ گسترده علیه ایران را آغاز کند یا نه. جمهوری اسلامی که با اعتراضات گسترده‌ای روبه‌روست و هزاران کشته بر جای گذاشته، ممکن است در صورت مواجهه با حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل در برابر تغییر رژیم آسیب‌پذیر باشد.

این‌که آیا تغییر رژیم اساساً هدفی واقع‌بینانه برای هرگونه کارزار بمباران راهبردی است یا نه، پرسشی دیگر است. دلایل تردید کم نیست. با این حال، روشن است که ملاهای تهران دچار تزلزل شده‌اند. برای نخستین بار در سال‌های طولانی، رژیم ناامن به نظر می‌رسد. فروپاشی آن ـ که سال‌هاست بسیاری از ایرانیان در آرزویش بوده‌اند ـ اکنون ممکن به نظر می‌رسد، هرچند هنوز محتمل نیست.

اما فردای آن روز چه خواهد شد؟

حتی در بهترین سناریو، یعنی در صورتی که جمهوری اسلامی به‌سرعت فروبپاشد، آنچه پس از آن رخ می‌دهد قابل پیش‌بینی نیست.

رضا پهلوی در اینجا اهمیت می‌یابد. فرزند ارشد ۶۵ ساله آخرین شاه ایران، پس از انقلاب اسلامی که در سال ۱۹۷۹ پدرش را برکنار کرد، بخش عمده زندگی خود را در تبعید، عمدتاً در ایالات متحده، گذرانده است. پهلوی به‌طور تندی رژیم تهران را به دلیل جنایاتش علیه معترضان و موارد دیگر مورد انتقاد قرار داده است. این شاهزاده در تبعید خود را به‌عنوان جایگزینی برای دیکتاتوری ملاها ـ که به سلطه خانواده‌اش بر ایران پایان داد ـ مطرح کرده است.

اما سنجش میزان محبوبیت او در داخل ایران دشوار است. بی‌تردید پهلوی در ایران حامیانی دارد. در اعتراضات اخیر، برخی معترضان با در دست داشتن پرچم شیر و خورشید پیش از ۱۹۷۹ ـ نماد دوران شاه ـ دیده شده‌اند. اما این‌که این اقدام نشانه حمایت صادقانه از پهلوی است یا صرفاً تلاشی برای تحریک رژیم، مشخص نیست.

بیشتر ایرانیانی که در غرب با آنان گفت‌وگو کرده‌ام معتقدند که اگرچه پهلوی در داخل کشور از حمایت‌هایی برخوردار است، اما اکثر ایرانیان نه دیکتاتوری خون‌آلود اسلامی را می‌خواهند و نه بازگشت خاندان پهلوی را. با این حال، این امر مانع از آن نشده که شاهزاده با انرژی برای ایفای نقشی مهم در تهران پس از سقوط جمهوری اسلامی کارزار کند. موضع دولت ترامپ درباره این شاهزاده مدعی، مبهم است. استیو ویتکاف، دوست ترامپ و فرستاده ویژه او در خاورمیانه، روز یکشنبه اذعان کرد که به دستور رئیس‌جمهور با رضا پهلوی دیدار کرده است. ویتکاف پهلوی را «فردی قدرتمند برای کشورش، دلسوز کشورش» توصیف کرد، اما افزود: «این موضوع درباره سیاست‌های رئیس‌جمهور ترامپ خواهد بود، نه سیاست‌های آقای پهلوی. فکر می‌کنم رئیس‌جمهور علاقه‌مند است دیدگاه همه را بشنود

این سخنان به‌هیچ‌وجه به معنای حمایت رسمی کاخ سفید نیست.

علاوه بر این، بخشی از جامعه ایرانیان خارج از کشور نسبت به خاندان پهلوی تردیدهای جدی دارند. برخی او را فردی سطحی و نه یک چهره سیاسی جدی می‌دانند. یکی از فعالان برجسته ایرانی در دیاسپورا که مخالف سرسخت جمهوری اسلامی است، با این حال شاهزاده را در گفت‌وگویی خصوصی «خودشیفته و ساده‌لوح» توصیف کرد و گفت که او تحت تأثیر چاپلوسان قرار می‌گیرد. موضوع تحریک و نفوذ را نمی‌توان نادیده گرفت. می‌دانیم که دستگاه اطلاعاتی ایران به‌طور تهاجمی ایرانیان در تبعید را زیر نظر دارد و می‌کوشد مخالفان رژیم را در خارج جاسوسی و مرعوب کند. جاسوسان تهران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ تاکنون، از جمله در ایالات متحده، مخالفان خود را آزار داده، مورد حمله قرار داده و حتی به قتل رسانده‌اند. با توجه به جایگاه نمادین پهلوی، او هدفی مهم برای جاسوسی و دستکاری از سوی اطلاعات ایران به شمار می‌رود.

برخی ناظران اشاره کرده‌اند که سیاست‌های شخص‌محور پهلوی اغلب بیش از آن‌که دیاسپورای ایرانی را متحد کند، موجب تفرقه در آن شده است؛ و این دقیقاً همان چیزی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌خواهد. علیرضا نادر، تحلیلگر ایرانی-آمریکایی و کارشناس سیاست‌های تبعیدیان ایرانی، این هفته توضیح داد که در حلقه نزدیکان پهلوی افرادی حضور دارند که ارتباطات ناراحت‌کننده‌ای با رژیم ملاها دارند. به گفته او، برخی از این افراد خواهان تفرقه بیشتر، نه کمتر، در میان ایرانیان خارج از کشور هستند. این فرضیه که اطرافیان پهلوی مورد نفوذ و دستکاری اطلاعات ایران قرار گرفته‌اند، از سوی معدود کارشناسان این حوزه در جامعه اطلاعاتی آمریکا جدی گرفته می‌شود.

چندان دور از ذهن نیست که شاهزاده ناخواسته به بازیچه جاسوسان تهران بدل شده باشد. ایجاد شکاف در میان مخالفان خارج از کشور یکی از مأموریت‌های اصلی اطلاعات ایران است. رژیم‌های سرکوبگر معمولاً برای حفظ خود از فریبکاری‌های گسترده بهره می‌برند و این امر تازگی ندارد.

پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، بلشویک‌ها با مخالفان جدی در خارج از کشور، عمدتاً سلطنت‌طلبان تبعیدی در اروپا که در پی ضدانقلاب بودند، روبه‌رو شدند. برای شکست آنان، پلیس مخفی شوروی با زیرکی به درون دیاسپورای ضدکمونیست نفوذ کرد و با تحریکات تهاجمی آن را دچار شکاف نمود. در جریان عملیات بدنام «تراست» در دهه ۱۹۲۰، جاسوسان بلشویک اتحادیه سلطنت‌طلبان روسیه مرکزی را ساختند که ظاهراً گروهی زیرزمینی ضد رژیم در داخل روسیه بود. طی چند سال، تبعیدیان ضدبلشویک در سراسر اروپا متقاعد شدند که این گروه واقعی و تهدیدی جدی برای رژیم کمونیستی است. این امر آنان را به‌شدت دچار تفرقه کرد و حتی برخی رهبرانشان را ترغیب کرد به روسیه نفوذ کنند، جایی که به‌سرعت دستگیر و اعدام شدند.

جاسوسان ایرانی غالباً کارکشته و زیرک‌اند ـ من به‌عنوان کسی که در دوران خدمتم در اطلاعات آمریکا در چند کشور با آنان مقابله کرده‌ام، این را می‌دانم. نباید مهارت آنان را دست‌کم گرفت. این احتمال که تهران نسخه‌ای از عملیات «تراست» را علیه تبعیدیان در غرب اجرا کند، باید جدی گرفته شود.

در واقع، یکی از سناریوهای ناخوشایندی که باید مدنظر قرار گیرد این است که اگر ملاها احساس کنند رژیمشان در خطر است ـ به‌ویژه اگر ترامپ جنگی گسترده علیه تهران آغاز کند و اعتراضات ادامه یابد ـ ممکن است شاخه زیتونی به پهلوی پیشنهاد دهند تا نوعی «دولت وحدت ملی» شکل گیرد. این می‌تواند طرحی دیگر از سوی سپاه برای فریب باشد؛ بازی با خودشیفتگی شاهزاده و ایجاد توهمی از تقسیم قدرت، در حالی که سپاه همچنان کنترل واقعی اهرم‌های قدرت در ایران را در دست دارد. این احتمال از سوی ناظران ایران در سازمان‌های اطلاعاتی غربی جدی گرفته می‌شود.

همانند پلیس مخفی شوروی، سپاه پاسداران نیز برای حفظ قدرت کاملاً آماده است دشمنانش را در داخل و خارج به‌طور گسترده به قتل برساند. می‌دانیم که رژیم در هفته‌های اخیر هزاران معترض را در ایران کشته است؛ برخی حتی از بیش از ۳۰ هزار کشته سخن می‌گویند. مخالفان رژیم در خارج از کشور نیز لزوماً در امان نیستند.

در آغاز همین ماه، مسعود مسجودی، ریاضی‌دان ایرانی-کانادایی، در بریتیش کلمبیا ناپدید شد. مسجودی ۴۵ ساله از مخالفان سرسخت رژیم ملاها بود و سال‌ها هشدار می‌داد که گروه‌های ایرانی مهاجر در کانادا توسط جاسوسان تهران دستکاری می‌شوند. با این حال، او که فعال طرفدار دموکراسی بود، در عین حال منتقد علنی و تند رضا پهلوی نیز به شمار می‌رفت.

از دوم فوریه تاکنون هیچ‌کس مسجودی را ندیده یا خبری از او ندارد، و طرفداران سرسخت شاهزاده نیز برای ناپدید شدن او اشکی نریخته‌اند. پلیس کانادا این ناپدید شدن را به‌عنوان پرونده‌ای مظنون به قتل بررسی می‌کند.

جان آر. شیندلر به‌عنوان تحلیلگر ارشد اطلاعاتی و افسر ضدجاسوسی در آژانس امنیت ملی ایالات متحده خدمت کرده است.

مترجم: مجید حقی

منبع: واشێنگتون پست

نظر جدید