آن‌ها خواهان تغییر بودند، اما همه چیز اشتباه پیش رفت

نویسنده: Jukka Huusko - Helsingin Sanomat
ایجاد شده در تاریخ
0 0
06:05 2026 , May 15

هنوز در ابتدای امسال، بسیاری از ایرانیان باور داشتند که ملت متحد شده و حکومت روحانیون را سرنگون خواهد کرد. سه ایرانی که به فنلاند پناهنده شده‌اند، از آنچه رخ داد می‌گویند.

یوکا هوسکو، HS

سه ایرانی پناهنده به فنلاند توضیح می‌دهند که چرا قیام ایران پس از امیدهای اولیه سال جاری به شکست انجامید.

رها ثابت سروستانی، پژوهشگر دانشگاه «آبو آکادمی»، می‌گوید: «بمباران‌های ایالات متحده و اسرائیل وضعیت را به یک مسئله امنیتی تبدیل کرد و مانع از تداوم مقاومت شد.»

در ایران انقلابی رخ نداد؛ تنها حمله ایالات متحده و اسرائیل اتفاق افتاد و پس از آن، یک بن‌بست نظامی در تنگه هرمز پدید آمد.

روزنامه HS از سه ایرانی ساکن فنلاند با پیشینه‌های مختلف پرسید که واقعاً در ایران چه گذشت. به عقیده آن‌ها، ایالات متحده و اسرائیل با بمباران ایران مرتکب اشتباه محاسباتی بزرگی شدند، زیرا این کار تنها باعث تقویت حکومت اسلامی شد. همچنین، اپوزیسیون پراکنده در تبعید نیز مورد انتقاد قرار گرفت.

رها ثابت سروستانی: حکومت می‌داند چگونه مانند شطرنج بازی کند

پژوهشگر مطالعات جنسیتی و فرهنگی در دانشگاه آبو آکادمی

رها ثابت سروستانی پیرو آیین بهائی است که توسط حکومت اسلامی ایران مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. او می‌گوید بهائیان هرگز راه خشونت را در پیش نگرفته‌اند، بلکه بر آموزش، صلح‌طلبی و خدمت به دیگران تمرکز دارند.

«وقتی در ماه دسامبر تظاهرات در بازارهای تهران شعله‌ور شد، امیدها زنده گشت. برای لحظه‌ای احساس می‌شد که اکنون ملت متحد می‌شود. اما سپس همه چیز تغییر کرد. من معتقدم بخشی از ایرانیان خارج از کشور، این قیام را به نام خود مصادره کردند. به همین دلیل وقتی درباره اپوزیسیون ایران صحبت می‌کنم، محتاط هستم؛ اپوزیسیون‌های زیادی وجود دارند.»

«اعتراضات ایران از خلاء پدید نیامد. در پس آن، دهه‌ها سرخوردگی انباشته شده، نابرابری، نقض کرامت انسانی و بحران اقتصادی وجود داشت. اما وقتی ایالات متحده و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، همه این‌ها فراموش شد و همه چیز به یک مسئله امنیتی تبدیل گشت.»

«من داوطلبانه از ایران خارج نشدم. فعال حقوق بشر بودم و برای حقوق زنان و کودکان تلاش می‌کردم تا اینکه در سال ۲۰۰۶ بازداشت شدم. من بهائی هستم که این خود در ایران جرم محسوب می‌شود. چهار سال را در زندان شهرم، شیراز، گذراندم که بخشی از آن در انفرادی بود. علاوه بر زندان، به ده سال ممنوعیت از فعالیت‌های اجتماعی و کاری محکوم شدم.»

او سپس برای تحصیل به هند رفت، بعدها با بورس تحصیلی پژوهشگران تحت تعقیب به دانشگاه اسلو و در نهایت به «آبو آکادمی» در تورکو (فنلاند) راه یافت.

«این تصوری بسیار غیرواقع‌بینانه بود که گمان کنیم با کشتن رهبران ارشد، ایران تغییر خواهد کرد. این نقشه‌ای معتبر نیست که با کشتن چند نفر بتوان یک ایدئولوژی را تغییر داد. حکومت اسلامی ایران ۴۷ سال است که سیستم خود را بونیان نهاده و یک‌شبه فرو نمی‌ریزد.»

«بله، حکومت اکنون ضعیف‌تر شده است، اما از جهاتی نسبت به قبل از جنگ قوی‌تر هم شده است. آن‌ها می‌دانند چگونه از تنگه هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کنند. آن‌ها مانند شطرنج بازی می‌کنند.»

«در طول بمباران‌ها، مردم عادی دیدند که چگونه مدارس، بیمارستان‌ها و سایر زیرساخت‌ها نابود شدند. میلیون‌ها نفر شغل و امنیت خود را از دست دادند. در چنین وضعیتی، در مردم عادی تمایل به دفاع از کشورشان بیدار می‌شود. به همین دلیل بمباران‌ها منجر به قیام نشد.»

«دلایل عملی نیز نقش داشتند. در طول بمباران‌ها حضور در خیابان‌ها ایمن نبود. اینترنت به "اینترانت" (شبکه داخلی) تبدیل شد که توسط حکومت کنترل می‌شود. مردم نمی‌توانستند بدون ریسک بزرگ مانند قبل سازماندهی شوند. طرفداران حکومت برای زیر نظر گرفتن دیگران به خیابان‌ها آمدند. این عوامل دست به دست هم داد و مانع از حرکت مردم شد. اما این به معنای مرگ جنبش اپوزیسیون در داخل ایران نیست؛ فعالان در داخل می‌دانند چگونه به روش خود ادامه دهند.»

«بخشی از ایرانیان خارج از کشور دچار این اشتباه شدند که فکر کردند می‌توانند تغییر را به سرعت از بیرون وارد کنند. در سال‌های اخیر شاهد پیشرفت‌های مثبتی در داخل بودیم؛ زمانی که زنان بدون روسری یا با شال دور گردن تردد می‌کردند، یا جوانانی که علناً شادی و پایکوبی می‌کردند. این‌ها تغییرات کوچک اما واقعی بودند که از درون ایران نشأت گرفتند.»

«جامعه خارج از کشور (دیاسپورا) می‌توانست کمک زیادی کند، اما بسیار پراکنده است. با شروع جنگ، حتی در میان دوستانم دیدم که برخی فکر می‌کردند چون کشور از قبل ویران شده، پس باید تا آخر پیش رفت. به نظر من این ایده خطرناکی است.»

«ایران با حکومت‌اش یکی نیست.»

«ایرانِ رویاهای من کشوری است که هر ایرانی در آن احساس تعلق کند. کشوری که در آن تنوع به عنوان یک نقطه قوت دیده شود نه تهدید؛ چه از نظر جنسیتی، قومیتی، زبانی یا مذهبی. ما می‌توانیم از اروپا و غرب بیاموزیم، اما نه با کپی‌برداری محض. در ایران، دین در عمق فرهنگ است و نمی‌توان آن را به سادگی ریشه‌کن کرد. تغییر باید فرآیندی درونی باشد که نسل به نسل ساخته شود.»

«بیش از هر چیز می‌خواهم به فنلاندی‌ها یک چیز بگویم: ایران مساوی با حکومتش نیست. در اروپا اغلب ایران را تنها از دریچه حکومت یا اپوزیسیون‌های پرصدا (که خواهان بازگشت شاه هستند) می‌بینند. امیدوارم فنلاندی‌ها جنبه انسانی ایران را ببینند؛ آن شجاعت روزمره، خلاقیت و تلاش خستگی‌ناپذیری که مردم برای آینده‌ای بهتر انجام می‌دهند.»

 

کامبیز غفوری: بمباران‌کنندگان به دنبال منافع خود بودند، نه منافع ایرانیان

روزنامه‌نگار ایرانی ساکن یوواسکولا

«در ایران ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: یک نادان سنگی را به چاه می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند آن را بیرون بیاورند. این دقیقاً توصیف وضعیت کنونی ایران است.»

«ایرانیان بیش از چهار دهه علیه حکومت مبارزه کرده‌اند. حکومتِ خشن، اعتراضات را بی‌رحمانه سرکوب کرده است. خشونت علیه زنان، جوانان و شهروندان عادی هولناک بوده است. چند سال پیش جنبش پیشرو "زن، زندگی، آزادی" را داشتیم که تمام جهان آن را ستود. اما پس از آن موج اعتراضات، اپوزیسیون از هم پاشید و جنگ قدرت میان سلطنت‌طلبان و جمهوری‌خواهان شدت گرفت.»

غفوری ۲۰ سال پیش پس از بازداشت و شکنجه توسط مقامات، از ایران خارج شد و در خارج به حرفه روزنامه‌نگاری روی آورد. او به عنوان پناهنده سهمیه‌ای سازمان ملل به فنلاند آمد و بعدها شهروندی گرفت. او به عنوان تحلیل‌گر در شبکه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و ایران اینترنشنال حضور داشته و برنامه یوتیوبی خود را از استودیویی در یوواسکولا اداره می‌کند.

«فنلاند برای من مثل خانه بوده است. من اینجا آزادی‌ای را تجربه کردم که آرزو دارم روزی در ایران هم محقق شود. عشق به زادگاه مانند عشق به مادر است؛ آدم مادرش را انتخاب نمی‌کند. اما عشق به کشوری که برای ادامه زندگی انتخاب می‌کنی، مانند عشق به همسر است.»

«ایران برای تغییر به بلوغ رسیده است.»

«من اصولاً با هرگونه جنگی مخالفم. فنلاند را به اندازه ایران دوست دارم و اگر کسی بگوید دولت فنلاند باید با بمباران تغییر کند، با آن مخالفت می‌کنم. وقتی ایالات متحده و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، این کار را برای منافع خودشان انجام دادند، نه ایرانیان. در نتیجه این بمباران‌ها، زندگی مردم عادی به مراتب دشوارتر شد.»

«به نظر من ایرانیان خارج از کشور نیز آن‌طور که انتظار می‌رفت سازنده عمل نکردند. در حالی که مردم در ایران با خون خود هزینه مقاومت را می‌دادند، ما در کشورهای امن بر سر اینکه ایران باید پادشاهی باشد یا جمهوری، مشاجره می‌کردیم. تصمیم‌گیری در این باره وظیفه ما نیست؛ وظیفه ما این است که صدای مردم ایران باشیم. نباید از کشورهای امن فریاد زد که ترامپ بمباران کند؛ بمبارانِ چه کسی؟»

«با این حال فکر می‌کنم ایران برای تغییر آماده است. مردمی که در فقر زندگی می‌کنند، از دیدن اقلیت ممتازی که در ثروت غوطه‌ورند به ستوه آمده‌اند. سقوط حکومت ممکن است، اما تنها از طریق فعالیت سازمان‌یافته و مستمر خودِ ایرانیان. جامعه بین‌المللی می‌تواند از راه‌هایی مثل سازمان ملل کمک کند، اما بمباران بدون مجوز حقوق بین‌الملل، قانون جنگل است.»

او می‌ترسد که اگر جنگ ادامه یابد، به درازا بکشد: «می‌دانم رهبری ایران چگونه فکر می‌کند. آن‌ها حاضرند برای مدتی طولانی ادامه دهند، حتی اگر هزینه آن وحشتناک باشد. اگر از طریق دیپلماسی وضعیت را حل کنیم، برای همه ارزان‌تر تمام خواهد شد. ایرانِ رویاهای من، یک جمهوری دموکراتیک و سکولار است؛ دولتی رفاه‌محور مانند فنلاند و سوئد که در آن مذهب یا تبار تعیین‌کننده نیست و به حقوق بشر و اقلیت‌ها احترام گذاشته می‌شود.»

 

مجید حقی: جنگ برای حکومت ایران موهبتی الهی بود

مدرس مدیریت بازرگانی و فعال کُرد

مجید حقی که از مناطق کردنشین ایران به فنلاند پناهنده شده، ۳۴ سال است که در اینجا زندگی می‌کند. او می‌گوید: «من انسان مذهبی‌ای نیستم، اما همیشه گفته‌ام که آمدن به فنلاند برای من یک برکت بود.»

«ایرانیان بیش از صد سال است که برای دموکراسی مبارزه می‌کنند. هرگاه تغییر نزدیک بوده، چیزی مانع شده یا سیستمی مستبد جایگزین سیستم قبلی شده است. وقتی در دسامبر قیام آغاز شد، بسیاری فکر کردند حکومت به سرعت سقوط می‌کند، اما من نه. همان زمان گفتم که این ممکن است سال‌ها طول بکشد.»

«حکومت ایران مانند یک دێو (هیولا) چندسر است؛ اگر یک سرش قطع شود، سر دیگری می‌روید. بنابراین، این تصور که سیستم با کشتن رهبری ارشد فرو می‌ریزد، واقع‌بینانه نبود. بسیاری در اپوزیسیون به این باور داشتند، اما اشتباه بود.»

«این بی‌مسئولیتی دونالد ترامپ بود که با گفتن اینکه ایالات متحده به کمک می‌آید، مردم را تحریک کرد. این کار به حکومت بهانه‌های بیشتری برای خشونت بی‌حد و حصر داد. آن‌ها ادعا کردند که سرویس اطلاعاتی اسرائیل (موساد) در قیام دست دارد و به این ترتیب، کشتار بیشتری را تحت عنوان مقابله با موساد توجیه کردند.»

«جنگ برای حکومت ایران یک موهبت الهی (taivaanlahja) بود. در طول بمباران‌ها، هیچ‌کس نمی‌توانست مقاومت کند بدون اینکه برچسب خائن به وطن خورده و اعدام شود. حمله به حکومت بهانه‌ای داد تا مردم را وحشیانه‌تر از قبل سرکوب کند.»

«با این حال فکر نمی‌کنم حمایت خارجی همیشه اشتباه باشد. در دنیای امروز، برای شهروندان غیرممکن است که به تنهایی چنین حکومتی را سرنگون کنند. اما کمک خارجی باید مورد تایید جامعه بین‌المللی و با تامل زیاد باشد. حقوق بشر باید محترم شمرده شود؛ بمب‌ها دموکراسی نمی‌آورند.»

«حکومت ایران یک هیولای چندسر است.»

او در ۱۵ سالگی از ایران گریخت. «نمی‌خواستم دست به اسلحه ببرم و امیدوار بودم با تحصیل بتوانم به کردها کمک کنم. سپاه پاسداران اولین بار وقتی ۹ ساله بودم مرا بازداشت و شکنجه کرده بود. وقتی فرار می‌کردم، دعا می‌کردم که ای کاش تیر بخورم و کشته شوم اما دوباره بازداشت نشوم.»

او در نهایت به عنوان پناهنده سهمیه‌ای به فنلاند آمد. درباره وضعیت فعلی می‌گوید: «تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که جایگزینی معتبر وجود داشته باشد. در حال حاضر اپوزیسیون پراکنده است. بخشی از آن‌ها از تفکرات بسیار راست‌گرایانه و حتی فاشیستی رضا پهلوی، فرزند شاه سابق، حمایت می‌کنند که این بسیاری را می‌ترساند.»

«وضعیت کردها به ویژه دشوار است. مسئله کُرد قدیمی‌تر از دولت اسرائیل است، اما حکومت ایران مدام کردها را به مزدوری برای اسرائیل متهم می‌کند. این درست نیست، اما با آن حملات علیه کردها را توجیه می‌کنند. در حال حاضر مقاومت مسلحانه برای کردها عاقلانه نیست، زیرا بهانه خشونت بیشتر را به حکومت می‌دهد. انتظار کشیدن سخت است اما هوشمندانه؛ کردها پناهگاهی برای فرار ندارند، آن‌ها زندانیان جغرافیا هستند.»

«در ایران مدت‌هاست که سیاستی شبیه آپارتاید علیه کردها و سایر ملل غیرفارس اعمال می‌شود؛ نوعی استعمار داخلی. حکومت در مناطق کردنشین سرمایه‌گذاری نمی‌کند، با وجود اینکه منابع طبیعی در آنجا وجود دارد. منابع برده می‌شوند اما صنعت و ثروت در جاهای دیگر ساخته می‌شود. نرخ بیکاری، فقر و خودکشی در مناطق کردنشین بالاتر از مناطق فارس‌نشین است. تا زمانی که کردها، عرب‌ها، آذری‌ها، بلوچ‌ها و سایر خلق‌های ایران به حقوق خود نرسند، آرامش در ایران برقرار نخواهد شد.»

او معتقد است اگر حکومت ایران مجبور شود در چارچوب مرزهای خود بماند، تهدید اسرائیل را متوقف کند و دست از حمایت گروه‌های تروریستی بردارد، تغییر به دست خودِ ایرانیان رقم خواهد خورد. «اروپا که در این جنگ شرکت نکرد، می‌تواند نقش مهمی در دیالوگ داخلی میان گروه‌های مدنی ایران ایفا کند. یک ایران دموکراتیک به نفع اروپاست.»

 

ترجمە: مجید حقی

منبع: Hetken oli toivoa, sitten kaikki meni pieleen | HS.fi

 

نظر جدید