ایران در آستانه دگرگونی؛ جنبشی بدون رهبر و بن‌بست ساختاری جمهوری اسلامی

ایجاد شده در تاریخ 2026 , January 13
0 0

 

دکتور آسو حسن زادە:  تنها بخشی از اپوزیسیون ایران که همچنان دارای حضور میدانی و ارتباط مستقیم با پایگاه اجتماعی خود است، احزاب سیاسی کردستانی هستند

در ماه‌های اخیر، فضای سیاسی و اجتماعی ایران بار دیگر وارد مرحله‌ای از التهاب و ناآرامی مستمر شده است. مجموعه‌ای از بحران‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، همراه با تداوم فشارهای داخلی و بین‌المللی، زمینه‌ساز بازگشت گسترده اعتراضات مردمی به خیابان‌ها شده؛ اعتراضاتی که این‌بار نه‌تنها از نظر جغرافیایی فراگیرتر شده‌اند، بلکه لایه‌های متنوع‌تری از جامعه ایران را نیز دربر گرفته‌اند.

این موج جدید اعتراضی که از سوی بسیاری از ناظران امتداد طبیعی جنبش «زن، زندگی، آزادی» ارزیابی می‌شود، بیش از هر چیز با یک ویژگی شاخص شناخته می‌شود: نبود رهبری مرکزی و تمرکز قدرت در دست یک جریان یا چهره سیاسی مشخص. به باور دکتر آسو حسن‌زاده، قائم‌مقام پیشین دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، این ویژگی نه یک ضعف، بلکه بخشی از ماهیت جنبش‌های انقلابی معاصر است.

حسن‌زاده در ارزیابی خود تأکید می‌کند که همان‌گونه که در جریان بهار عربی نیز مشاهده شد، جنبش‌های توده‌ای امروز می‌توانند بدون رهبران کلاسیک، اما با اتکا به سازمان‌یابی اجتماعی از پایین و رهبری‌های محلی، مسیر خود را پیش ببرند و حتی به موفقیت برسند. به گفته او، اعتراضات کنونی ایران نیز دقیقاً از همین الگو پیروی می‌کند؛ جنبشی مستقل که نه در داخل کشور و نه در خارج از آن، تحت فرمان یک جریان یا شخصیت سیاسی خاص قرار ندارد.

این تحلیل، به‌طور ضمنی ادعاهای مطرح‌شده از سوی برخی چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور ـ از جمله جریان سلطنت‌طلب به رهبری رضا پهلوی ـ مبنی بر هدایت اعتراضات را رد می‌کند. به باور حسن‌زاده، اپوزیسیون خارج‌نشین اگرچه فعال است، اما بخش عمده فعالیت آن ماهیتی رسانه‌ای و مجازی دارد و از حضور واقعی و سازمان‌یافته در داخل ایران بی‌بهره است. او تأکید می‌کند که این وضعیت تقریباً شامل تمامی جریان‌های اپوزیسیون خارج از کشور می‌شود، هرچند برخی گروه‌ها به‌دلیل برخورداری از منابع مالی و رسانه‌ای بیشتر، پررنگ‌تر دیده می‌شوند.

در این میان، به گفته او، تنها بخشی از اپوزیسیون ایران که همچنان دارای حضور میدانی و ارتباط مستقیم با پایگاه اجتماعی خود است، احزاب سیاسی کردستانی هستند؛ احزابی که به‌طور تاریخی در متن جامعه حضور داشته و از شبکه‌های اجتماعی و سیاسی ریشه‌دار برخوردارند.

از منظر توازن قوا، حسن‌زاده معتقد است که جمهوری اسلامی با وجود تجربه طولانی در سرکوب اعتراضات، امروز در موقعیتی به‌مراتب شکننده‌تر از گذشته قرار دارد. او با اشاره به تحولات نظامی و منطقه‌ای اخیر ـ که از آن با عنوان «جنگ دوازده‌روزه» یاد می‌شود ـ می‌گوید توان نظامی و قدرت مانور منطقه‌ای ایران به‌طور محسوسی کاهش یافته است. این تضعیف، در کنار بحران‌های اقتصادی، شکاف‌های عمیق اجتماعی، بازگشت قدرتمند اعتراضات و تشدید فشارهای بین‌المللی، نظام را در موقعیتی کم‌سابقه قرار داده است.

با این حال، او تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی هنوز توان سرکوب و اعمال خشونت را از دست نداده و نشانه‌های آن نیز در هفته‌های اخیر به‌وضوح دیده می‌شود. اما به باور او، معادله قدرت تغییر کرده است. اگر در گذشته جامعه از نظام می‌ترسید و جامعه جهانی صرفاً به ابراز همدردی بسنده می‌کرد، امروز این نظام است که از جامعه‌ای خشمگین و از واکنش‌های احتمالی بین‌المللی ـ به‌ویژه از سوی ایالات متحده آمریکا ـ هراس دارد.

به گفته حسن‌زاده، جمهوری اسلامی اکنون در یک بن‌بست استراتژیک گرفتار شده است: از یک‌سو، هرگونه عقب‌نشینی و امتیازدهی می‌تواند به فروپاشی اقتدار آن بینجامد، و از سوی دیگر، تداوم سرکوب خونین خطر واکنش‌های شدیدتر بین‌المللی و حتی مداخله نظامی را افزایش می‌دهد. در هر دو سناریو، احتمال تشدید شکاف‌ها و حتی فروپاشی درونی ساختار قدرت وجود دارد.

او ریشه اصلی اعتراضات را نه صرفاً در مشکلات اقتصادی یا محدودیت‌های اجتماعی، بلکه در آگاهی فزاینده جامعه نسبت به ماهیت یک نظام سیاسی استبدادی، فاسد و ناکارآمد می‌داند. از همین روست که این‌بار شعارها مستقیماً رأس هرم قدرت را هدف قرار داده‌اند؛ شعاری که به گفته او، بیانگر پایان امید به اصلاحات درون‌ساختاری است.

حسن‌زاده همچنین معتقد است که قطع اینترنت و محدودسازی ارتباطات نه‌تنها به مهار اعتراضات کمک نکرده، بلکه ماهیت سرکوبگرانه نظام را عیان‌تر ساخته و با انتشار تصاویر قربانیان از مسیرهای جایگزین، خشم داخلی و فشار بین‌المللی را افزایش خواهد داد.

به باور او، بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی این جنبش، شکل‌گیری یک پلتفرم ملی فراگیر و مورد توافق است؛ چارچوبی که بتواند نیروهای متکثر جامعه ایران را حول هدفی مشترک متحد کند. اما سرکوب، شکاف‌های داخلی و رقابت‌های مخرب درون اپوزیسیون ـ به‌ویژه نقش جریان سلطنت‌طلب ـ از موانع اصلی در این مسیر به‌شمار می‌روند.

در نهایت، حسن‌زاده نقش جامعه جهانی را همچنان تعیین‌کننده می‌داند. او با اشاره به مواضع سخت‌گیرانه اما دوگانه ایالات متحده، هشدار می‌دهد که باز گذاشتن هم‌زمان مسیر فشار و مذاکره می‌تواند ناخواسته به طولانی‌تر شدن عمر جمهوری اسلامی بینجامد؛ موضوعی که به گفته او، سرنوشت تحولات آینده ایران را به یکی از حساس‌ترین مراحل خود رسانده است.

نظر جدید