اگر ناسیونالیسم فارسی به جای چسبیدن به افسانه «منشوور کوروش بزرگ» که نماد فتح و تسخیر است، به شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند» سعدی که سرشار از پیامهای برابری، انسانیت و همبستگی است، پایبند میشد، چشمانداز تاریخی ایران بهطور قابلتوجهی تغییر میکرد.
در طول تاریخ، تمدن فارسی با ارج نهادن به بزرگی و افسانههای فاتحانه، همواره تصویری از اقتدار و برتری ایجاد کرده است. قصههای کوروش بزرگ، به عنوان نمادی از فتح و تمدنسازی، به عنوان بنیان یک هویت ملی مورد استقبال قرار گرفتند؛ اما این تصویر همواره بُعدی از قدرتطلبی و انحصارگرایی را به همراه داشته است. از سوی دیگر، شعر «بنی آدم اعضای یکدیگرند» سعدی پیامی جهانی و انساندوستانه را بیان میکند؛ پیامی که بر همبستگی، برابری و احترام به کرامت انسانی تأکید دارد.
تصور کنید که اگر در تاریخ ایران، ناسیونالیسم بر پایه ارزشهای انسانی و همزیستی مسالمتآمیز بنا میشد، نه تنها سیاستهای استثمارگرانه نسبت به ملل غیر فارسی که جغرافیای سیاسی ایران را تشکیل میدهند کاهش مییافت، بلکه ارزشهای برابری و عدالت اجتماعی نیز جایگاه ویژهای پیدا میکردند. چنین رویکردی میتوانست زمینهساز ایجاد جامعهای چندفرهنگی و چندملیتی شود که در آن هر اقشار و ملتها با حقوق برابر و فرصتهای برابر مشارکت میکردند.
در این صورت، از برخوردهای نظامی و سیاستهای سرکوبگرانهای که در دوران اخیر با نام جمهوری اسلامی صورت گرفت، دور میشدیم. ایران میتوانست به عنوان یکی از مراکز توسعۀ علمی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه مطرح شود؛ مرکزی که با اتکا به ارزشهای انسانی و جهانی، نقش مهمی در پیشرفت بشریت ایفا میکرد. انتخاب ارزشهای انسانی به جای افسانههای فاتحانه، میتوانست به تعمیق تعاملات مثبت بین ملل و ایجاد زمینههای سازنده برای توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی منجر شود.
کوتاە سخن اینکە، اگر ناسیونالیسم فارسی جای خود را به پیام برابری و همبستگی میداد، مسیر تاریخ ایران هموارتر و در جهت توسعه و پیشرفت بشر میتوانست حرکت کند. انتخاب ارزشهای فرهنگی نه تنها تعیینکننده سرنوشت ملل، بلکه میتواند الگویی برای همزیستی مسالمتآمیز و همکاریهای بینالمللی باشد؛ الگویی که امروز نیز میتواند الهامبخش راهحلهای نوین در دنیای پیچیده ما باشد.