هر روز، دهها زن کرد قربانی خشونت، تبعیض و سنتهای ناعادلانه میشوند. هر سال، صدها زن به نام «ناموس» و در سایه باورهای کهنه، به دست بستگان خود کشته میشوند. با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری، جهان همچنان درگیر نابرابریهای عمیق جنسیتی است. کردستان یکی از مناطقی است که در آن زنان، روزانه با زنکشی، خشونت، نابرابری حقوقی و اقتصادی، محدودیتهای سنتی و سلطه اسلام سیاسی مواجهاند. در چنین شرایطی، فمینیسم نه یک ایدئولوژی افراطی، بلکه جنبشی برای برابری و عدالت اجتماعی است. پس چرا نباید همگی، زن و مرد، فمینیست باشیم؟
نخست، فمینیسم به معنای برتری زنان بر مردان نیست، بلکه بر برابری تأکید دارد. برخی، بهویژه مردان، تصور میکنند که فمینیسم جنبشی علیه آنان است، در حالی که هدف آن، پایان دادن به سیستمی است که نهتنها زنان را سرکوب میکند، بلکه مردان را نیز در نقشهای سنتی محدود میسازد. جامعهای که در آن زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند، نهتنها به سود زنان، بلکه به نفع کل جامعه خواهد بود. آسمان با همه ستارگانش زیباست، نه فقط با چند ستاره.
دوم، برابری جنسیتی فقط مسئلهای مربوط به زنان نیست. در جوامعی که زنان در عرصههای مدیریتی و اقتصادی مشارکت دارند، رشد و پویایی بیشتری مشاهده میشود. در مقابل، جوامعی مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه که زنان را از حقوق اجتماعی محروم و در ساختارهای سنتی محصور میکنند، نهتنها پیشرفت نمیکنند، بلکه با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی نیز دستوپنجه نرم میکنند.
سوم، فمینیسم نهتنها از زنان، بلکه از مردان نیز حمایت میکند. کلیشههای جنسیتی، مردان را مجبور به پذیرش نقشهایی خاص کرده و آنان را از ابراز احساسات، انتخاب مسیرهای غیرسنتی زندگی و رهایی از فشارهای ناعادلانه اجتماعی محروم میکند. فمینیسم، با تأکید بر برابری، فرصتی برای آزادی و انتخابهای عادلانهتر برای همه فراهم میآورد.
در نهایت، ما باید فمینیست باشیم، زیرا خواهان جامعهای عادلانهتر، آزادتر و انسانیتر هستیم. اگر باور داریم که هیچکس نباید به دلیل جنسیت خود مورد تبعیض قرار گیرد، پس باید برای برابری تلاش کنیم. فمینیسم یک گزینه نیست؛ بلکه ضرورتی است که آیندهای روشنتر را برای همه ما رقم خواهد زد.